سلام من باربد پسر هستم من یک پسر ۶ ماه و ۱ روزه هستم. دیروز ظهر با مامانی و بابایی رفتیم مرکز بهداشت و به من بی گناه ناز نازی دو تا واکسن گنده زدن یکی به یک پام و یکی دیگه به اون یکی پام. موقع زدن واکسن مامانی سعی می کرد با من بازی کنه و منو بخندونه بعد من یک دفعه احساس کردم یک سوزن گنده رفته تو پام و جیغ زدم حسابی بعد مامانی بغل کرد ولی من همچنان جیغ می زدم یکم که آروم شدم دو باره منو گذاشتن رو تخت واکسن به اون یکی پام هم دوباره واکسنی زدن و این یکی خیلی خیلی بیشتر درد داشت من هم جیغ دزدم و گریه کردم شدید مامانی هم دلش برام خون شد منو بغل کردو کلی قربون صدقه من رفت و کلی بوس گنده داد به من و من هم بیشتر جیغ می زدم آخه هم درد داشتم هم دلم بوس بیشتر می خواست خلاصه بعد کلی ناله کردن و اشک ریختن شدید با مامانی و بابایی رسیدیم خونه یکم شی شی خوردم و خوابیدم مامانی هم خوشحال شد که بهترم. نزدیک های عصر بود که من حسابی حالم بد شد کلی تب کردم و پام خیلی خیلی زیاد درد می کرد اینقدر که همش جیغ می زدم و مامانی قربون صدقه من می رفت تازه از درد زیاد نمی گذاشتم حتی مامانی کمپرس سرد کنه که دردم کم بشه خلاصه دیروز و دیشب خیلی به ما سه تا بد گذشت من و مامانی و بابایی بیتشر از همه به من بعد هم مامانی چون دیشب تا صبح فقط دو ساعت کوتاه خوابید و همش منو خنک می کرد تا تبم بالا نره . دم دم های صبح بود یعنی ساعت ۵ اینها که من بعدخوردن شی شی و یک عالمه شعر که مامانی برام خوند و بوسم کرد یکم آروم شدم یک خواب حسابی یعنی یک خوابه دو ساعته پشت سر هم کردم و دل مامانی رو شاد کردم البته بگم مامانی هم بالای سرمن نشسته بود و مواظب بود تبم زیاد نشه و تند تند خنکم می کرد مامانی مرسی که این همه مواظب منی